تبلیغات
واحه ای در لحظه... - ماه من غصه چرا...؟

ماه من غصه چرا...؟

این شعرو خیلی دوست دارم...

                  

             

ماه من غصه چرا...؟

اسمان را بنگر ..که هنوز بعد صدها شب و روز...

مثل ان روز نخست..گرم وابی وپر از مهر ..به ما میخندد.

یا زمینی را که..دلش از سردی شب های خزان..نه شکست و نه گرفت.

بلکه از عاطفه لبریز شدو نفسی از سر امید کشید..ودر اغاز بهار..

دشتی از یاس سفید زیر پاهامان ریخت..تا بگوید که هنوز..

پر امنیت احساس خداست...

ادامه مطلب هم داره...

ماه من غصه چرا...؟

تو مرا داری و من..هر شب و روز..ارزویم همه خوشبختی توست..

ماه من.. دل به غم دادن و از یاس سخن ها گفتن..کار انهایی نیست که خدا را دارند..

ماه من... غم و اندوه اگر هم روزی..مثل باران بارید..

یا دل شیشه ایت..از لب پنجره ی عشق..زمین خورد و شکست..

بانگاهت به خدا..چتر شادی وا کن..وبگو با دل خود..

که خدا هست..خداهست..

ماه من غصه چرا...؟

او همانیست که در تاریکترین لحظه ی شب..راه نور وامید نشانم میداد..

او همانیست که هر لحظه..دلش میخواهد..همه زندگی ام غرق شادی باشد..

ماه من غصه اگر هست..بگو تا باشد..معنی خوشبختی..

مهر ورزیدن و دوست داشتن است..این همه شادی و شور..

این همه غصه و غم..این همه مرگ و تولد..چه بخواهی و چه نه..

میوه ی یک باغ اند..همه را باهم و با عشق بچین...ولی از یاد مبر..

پشت هر کوه بلند..سبزه زاریست پر از یاد خدا..ودر ان باز کسی میخواند...

که خدا هست..خداهست هنوز...

ماه من غصه چرا...؟؟؟



[ چهارشنبه 9 اسفند 1391 ] [ 05:13 ب.ظ ] [ JOLI75 R ]